1- عسل کناری

 آشا روزی در برکه زیبای خود مشغول فوتبال آبی روی برگ با دوستانش بود که تصمیم گرفت سفری با قایق به سمت رود ماهی‌ها داشته باشد.

 

آشا وسایل سفر خود شامل وسایل ماهی‌گیری و ذره‌بین و وسایل شخصی‌اش را جمع کرد و سوار قایق شد ،‌ در گشت و گذار در رود ماهی‌ها تصمیم گرفت به سمت دریا حرکت کند در راه تعدادی ماهی گرفت و با تعجب دید ماهیها همگی سیاه هستند. برا آشا این سوال پیش آمد که دلیل سیاه شده ماهی ها چیست، که ناگهان لاک‌پشت دانا را دید که او نیز سیاه شده بود و در چشمانش مایع سیاه رنگی وارد شده بود و لاک پشت دانا نمی توانست جایی را ببیند.

      

آشا ذره‌بینش را برداشت و رد سیاهی را در دریا گرفت. به یک کشتی بزرگ رسید که مایع سیاه از آن به شدت خارج می شد، آشا کشتی را که دید فهمید این مایع سیاه نفت است و کشتی خراب شده بود و نفت از آن به دریا خارج می شد. آشا از ماهیهای دریا، نهنگ و دلفینها  کمک خواست تا مشکل کشتی را حل کنند و با کمک هم نشتی کشتی را برطرف کردند کاپیتان و تمامی افراد کشتی از آشا تشکر کردند و به راه خودشان ادامه دادند. آشا هم سوار قایقش شد و به برکه زیبای خود برگشت.

 

Type & Press Enter
Type & Press Enter